تبلیغات
http://www.uplooder.net/ راه اسلام

مقالات

نویسنده :زاهد حیدری
تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-10:10 ق.ظ


برای رفتن بر روی صحفه هر مقاله بر روی آن کلیک کنید












داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

#الحیاة_الهازلة_لاتصنع_الرجال

نویسنده :زاهد حیدری
تاریخ:سه شنبه 21 آذر 1396-11:24 ب.ظ

#الحیاة_الهازلة_لاتصنع_الرجال. 

لیبرال معتقد به زنا است به این دلیل که براساس

 رضایت و انتخاب آزادانه است، در عین حال

 مبارزه می کند با تعدد زوجات ، اگرچه بر اساس

 رضایت و انتخاب آزاد است. 


#تضادهای_لیبرال

✴ بـــرادران مســــــلمـــــان ✴ 
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درسی بزرگ از وفای به عهد و نیکی کردن و بخشش در صدر اسلام

نویسنده :زاهد حیدری
تاریخ:پنجشنبه 19 آذر 1394-11:35 ق.ظ



سه برادر مردی را نزد حضرت عمر (رضی الله عنه) آوردند و گفتند این مرد پدرمان را کشته است.
حضرت عمر (رضی الله عنه) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتید؟
آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. یکی از شترهایم شروع به خوردن درختی از باغ پدر اینها کرد پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من هم همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان زدم و او مرد.ی
حضرت عمر (رضی الله عنه) فرمودند: حد را بر تو اجرا می کنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت بدهید.
پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی به جا گذاشته پس اگر مرا بکشید آن گنج تباه می شود، و برادرم هم بعد از من تباه می شود.
حضرت عمر (رضی الله عنه) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را می کند؟
آن مرد به مردم نگاه کرد و گفت: این مرد!
حضرت عمر (رضی الله عنه) فرمودند: ای ابوذر آیا ضمانت این مرد را می کنی؟
ابوذر عرض کرد: بله
حضرت عمر (رضی الله عنه) فرمود: تو او را نمی شناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا می کنم!
ابوذر عرض کرد: من ضمانتش می کنم.
آن مرد رفت . و روز اول و دوم و سوم سپری شد...و همه مردم نگران ابوذر بودند که بر او حد اجرا نشود...
سرانجام آن مرد اندکی قبل از اذان مغرب آمد و در حالیکه خیلی خسته بود، به نزد حضرت عمر (رضی الله عنه) آمد وعرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون تسلیم فرمان شما هستم تا بر من حد را جاری کنید. حضرت عمر (رضی الله عنه) فرمودند: چه چیزی باعث شد تا برگردی درحالیکه می توانستی فرار کنی؟
آن مرد گفت: ترسیدم که "وفای به عهد" از بین مردم برود.
حضرت عمر (رضی الله عنه) از ابوذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟
ابوذر گفت: ترسیدم که "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم برود.
پسران مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از قصاص او گذشتیم...
حضرت عمر (رضی الله عنه) فرمود: چرا؟
گفتند: می ترسیم که "بخشش و گذشت" از بین مردم برود.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخنانی با ارزش از زبان بزرگان دین

نویسنده :زاهد حیدری
تاریخ:پنجشنبه 19 آذر 1394-11:29 ق.ظ

امام ابن قیم رحمه الله تعالی گوید:

هر گاه خواستی از قرآن نفع حاصل کنی؛

پس در زمان تلاوت آن و شنیدنش قلبت را

 متوجه آن کن، و بدان گوش فرا ده و چنان

 حضور داشته باش که بدانی مخاطب تو هستی،

 و الله در این قرآن با تو سخن می گوید و قرآن

 خطابی از سوی الله به زبان پیامبرش برای

 توست.

[کتاب الفوائد]





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

علم نور است

نویسنده :زاهد حیدری
تاریخ:شنبه 7 شهریور 1394-07:28 ق.ظ


سحنون مالکی رحمه الله می گوید:
هر کس که به علم خود عمل نکند، علمش به او سودی نمی بخشد، بلکه برایش ضرر دارد.
علم نوری است که الله تعالی در قلوب قرار می دهد، اگر به آن عمل کند الله تعالی قلبش را نورانی می گرداند و اگر به آن عمل نکند و دنیا را دوست بدارد، دوستی دنیا قلبش را کور کرده و علم قلبش را نورانی نمی کند.
ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺍﻟﻤﺪﺍﺭﻙ ﻭ ﺗﻘﺮﻳﺐ ﺍﻟﻤﺴﺎﻟﻚ ﻟﻠﻘﺎﺿﻲ ﻋﻴﺎﺽ 1/234

امام شافعی می فرمایند :
شکوت الی وکیع سوء حفظی        فأرشدنی الی ترك المعاصی 

فقال لی إن العلم نور                 و نور الله لا یهدی للعاصی 

شكایت بردم پیش وکیع(استاد امام شافعی) درمورد سخت حفظ شدن مطالب ایشان هم من را ارشاد کردند به ترک کردن گناهان 
و گفتند به من که علم نور است و نور خداوند  نیست برای گناهکار و هدایتی نیست برای فردی گناهکار.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دفتر زندگی

نویسنده :زاهد حیدری
تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-09:19 ق.ظ




مادری
، دفتر مشق فرزندش رو كه خیلی تمیز و مرتب بود نگاهی كرد و گفت:
فرزندم! چرا توی این دفتر، حرفای زشت ننوشتی؟ چرا كثیفش نكردی؟ چرا خط خطیش نمیکنی؟
پسر با تعجب گفت:
ماماااان ! چون معلم هر روز نگاه میکنه و نمره میده.
مادر بسیارفهمیده گفت: آفرین! دفتر زندگیت رو مثل این دفتر، پاك نگه دار، چون معلمی هست و هر لحظه داره نگاه میکنه و بهت نمره میده!
ألَم یَعلَم بأنَّ اللهَ یَری؟ « آیا انسان نمیدونه که خدا داره می بینه؟ » علق/۱۴

لیس کمثله شئ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

راه اسلام

نویسنده :زاهد حیدری
تاریخ:دوشنبه 18 فروردین 1393-08:50 ق.ظ

راه اسلام راهیست که با دیگر راه ها فرق دارد این راه راهی نیست که وقتی به دنیا می آیی راهت شروع شده باشد یا ادامه دهنده راهی باشی که پدرت و ... رفته باشند این راه را باید خودت بپیمایی هرچند که باید از خانواده و اساتید و علما برای شناخت خوب راه استفاده کنی .
در این راه ممکن است که در کنار راه تبلیغات فراوانی بر علیه هدفت وجود داشته باشد اما تو باید با تمام قوا به پیش بروی درسته اولش سخته اما این راه رو هرچه که بیشتر به جلو بری بیشتر احساس لذت می کنی .
درسته که حدیثی از پیامبر روایت شده که ایشان می فرمایند :(دنیا زندان مومن و بهشت کافر است  ) . در این راه باید امتحانات فراوانی را پشت سر بگذاری اما وقتی احساس پیروزی در امتحانات را داشته باشی با قدرت بیشتر به راهت ادامه می دهی هرچند که دنیا برای تو زندان باشد و در راهت دچار مشکلات شوی اما وقتی می اندیشی که این راه به کجا می رسد و مقصدت کجاست این که بخاطر خدا این راه را می روی و این که خدا بخاطر مشکلاتی که در این راه کشیدی و تو جزو کسانی هستی که از راهنمایی خدا استفاده کرده ای خدای عزوجل بهشت را نسیبت می کند و جاودان در آن خواهی بود احساس خستگی تبدیل به نشاطی می شود که تمام وجودت را خواهد گرفت .
ای برادر و ای خواهر این راه را هر انسانی باید بپیماید اگر تو این راه را با رعایت قوانینی که خداوند بزرگ مرتبه برای تو قرار داده و آن قوانین را در قرآن برای تو قرار داده و پیامبر که تفسیر قرآن را به عنوان سنت برایت قرار داده پس از قران سنت استفاده کن .
امیدوارم که خدای عزوجل کمکت کند که به بهترین راه به پیش بروی.


رَبَّنَآ ءَامَنَّا بِمَآ أَنزَلۡتَ وَٱتَّبَعۡنَا ٱلرَّسُولَ فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِینَ ٥٣  

[آل عمران:53].

"پروردگارا! ما به كتابی كه فرستادی ایمان آورده و از رسول تو پیروی كردیم نام ما را در صحیفه‌ی اهل یقین ثبت فرما".



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()