تبلیغات
http://www.uplooder.net/ راه اسلام - شیطان پرستی و اهداف آن


گردآوری وتهیه:سید زاهد حیدری//

مقدمه:

انسان معاصر، به دنبال گمشده خود در اقلیم و مملكت روح است. در فضای زندگی مدرن همه دستاوردهای زندگی بشری در اعلی جایگاه خود محقق شده است، دوران مدرنیته، دوران سیطره، كمیت است.



. دورانی است كه در فضا و موقعیت بشری، فقدان امكانات و دستاوردهای علمی بر بشر تحمیل نمی‌شود بلكه در فضای مدرن و موقعیت‌ جاری امروز، نوعی تفرعن را بوجود آورده سركشی انسان در دوران مدرن و در فضای زندگی امروز، از جانب دیگری فقدان معنویت را هم به بار آورده است، یعنی انسان معاصر، انسان گسسته از آسمان هست اما در عین حال نمی‌تواند به فطرت خود پشت كند. انسان امروز، در فضای زندگی مدرن، خود را ارضا شده نمی‌بیند، هنوز هم نقاط پنهانی هست كه مدرنیته و پست مدرنیته به آنها پاسخ نداده و هنوز هم فضاهای تاریكی وجود دارد كه تكنولوژی نتوانسته پاسخ روشنی به آنها بدهد. این اقلیم، اقلیم گم شده روح است

مكاتب نوپدید دینی، كه به دنبال معنویتی فراتر از معنویت ادیان كلاسیك هستند، معنویتی را دنبال می‌كنند، كه آموزه‌های فقهی ندارد، شریعتی به معنای اخص ندارد، دستاوردهای خاص حرام و حلال و باید و نباید ندارد، با این تفاسیر پیروان این مكاتب می‌گویند، عصر انتقام الهی فرا رسیده و آن خداوندی را كه شما در گذشته كشتید امروز در قرن بیست و یكم می‌خواهد انتقام بگیرد. در نتیجه مكاتب نوپدید دینی بوجود می‌آیند.
 مكاتب نوپدید دینی از معنویت می‌گویند، اما معنویت آنها، ملغمه‌ای‌ست از راست و دروغ ، بین عالم فیزیك و متافیزیك است و سعی می‌كند بین این دو ارتباط برقرار كند. در این بین معنویت نقش پل ارتباطی را ایفا می‌كند.
* انسان، به فطرت خود وابسته است و در پی تمنای این فطرت به معنویت‌های نوگرا گرایش می‌یابد

ادیان كلاسیك به واسطه برخی مسائل نتوانستند خود را به‌روز كنند و یا به‌روز شدن‌شان با مسائل زندگی امروز هماهنگ نشد و انسان امروزی نتوانست، به سادگی از یهودیت، مسیحیت، بودایسم و.... برداشت‌‌های دوران مدرن خود را استیفاد كند

هرچه پیش می‌رویم،ادیان نوظهور، حضورشان را در زندگی امروز، بیشتر تحمیل می‌كنند؛ اولاً به دلیل اینكه شریعت خاصی ندارند، ثانیاً بخش خاصی از جامعه را هدف قرار نمی‌دهند و ادعای جهانی دارند. ثالثاً آیین‌ها و آموزه‌هایشان بسیار ساده و با زبان امروزی و در دسترس است، رابعاً مدعی‌اند، راهی كه پیامبران كلاسیك نتوانستند فراهم كنند، در دوران مدرن با پیامبران جدید پیش‌روی انسان قرار دارد.
در دایره‌‌المعارف ادیان جدید كه به تازگی در انگلستان منتشر شده، بیش از 2500 دین و مرام جدید كه هر كدام متدینین و مؤمنین خاص خود را دارند شناسایی شده است.برخی از این ادیان و مكاتب بسیار فعال هستند مانند ، «كلیسای شیطان»، «شاهدان یهووه»، «كلیسای علم‌شناسی»، «فرزندان خداوند»، «اكنكار» (دین‌نور و صورت)، «مورمون‌ها» و «جامعه بین‌المللی وجدان كریشنا»، كه فضای عینی و تبلیغات رسمی را در سطح جهان دارند.

برخی دیگر هم مانند، زیرمجموعه ذن و بودیسم، كه در ایران تحت عنوان اوشو تبلیغ می‌شوند وجود دارند.دسته دگیری از این ادیان هم بیشتر مجازی‌اند و در اینترنت فعالیت می‌كنند و در فضاهای عینی حضور ندارند.
  شیطان پرستی :

شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی خارق العاده و حتی قوی تر از خدا است. در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده می‌شود را قانونمند می‌کند. در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.

در شیطان پرستی همه چیز مجاز است، در این آیین سیاه، هر نوع لباس و پوشاك و هر نوع خوراكی مجاز است و هر نوع رفتار و ادبیاتی بدون محدودیت و بدون هیچ ساختار مشخصی آزاد است.
انسان افسار گسیخته‌ای كه از محدودیت فراری است و مسئولیت اعمال خود را به هیچ عنوان نمی‌پذیرد، بهترین ملجا و پناهش شیطان پرستی است. شیطانی كه از عالم تاریكی و عمق بدی و پلشتی، ندا می‌دهد كه آزادی مطلق و هر آنچه كه می خواهید نزد من است. به سوی من بیایید بدون هیچ محدودیتی. شیطان با شیپور انكار خودش بسیاری از انسانهای برون جسته از فضای وحدانی را به سمت خود می‌كشد و موجب می‌شود تا شاخه‌ای در دین پژوهی تحت عنوان «شیطان‌پرستی» بوجود بیاید یا به بیان دقیق‌تر كلیسای شیطان شكل بگیرد. هر چند در نگاه دینی، شیطان نادیده انگاشته می‌شود.
در نگاه جامعه شناختی، پیروان شیطان افرادی هستند كه ادعاهای خاصی دارند و تصور می‌كنند، راه نجات را یافته‌اند و می‌خواهند آن را به بشر ارائه دهند.
طبق یك دسته‌بندی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی ارائه شده است:

تعریف اول: هر گروهی كه شیطان را به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت كند، كه معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌كنند.

تعریف دوم: این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد. طبق این تعریف گروه‌هایی كه از دین مسیحیت تبعیت نكرده و یا عیسی علیه‌السلام را با خصوصیاتی كه در دین مسیح تعریف شده است، قبول ندارند شیطان‌پرست نامیده می‌شوند. (جامعه‌شناسی شیطان‌پرستی، مریم سعادتی، پایگاه اینترنتی جامعه‌شناسی ایران)


گردآورنده:سید زاهد حیدری//

انواع شیطان پرستی از نظر دیرینه شناسی:

شیطان پرستی قدیمی 
شیطان پرستی قدیمی مربوط به قرون وسطا و دوران تفتیش عقاید مذهبی كلیسا می‌‌شود. شیطان‌پرستان این دوره مخالف با مسیحیت و كلیسا بوده و در مراسم خود اعمال ضد مسیحیت را انجام می‌‌دادند.
آن‌ها شیطان را موجودی با هویت خارجی می‌‌دانستند.



 اصل شهوترانی و ارضای جنسی اصل لاینفك مراسم آن‌هابوده است. آنها به جهنم اعتقادی نداشتند و می‌‌گفتند جهنم همین دنیایی است كه در آن زندگی می‌‌كنیم. لذا بدترین گناهان را در مراسم خود انجام می‌‌دادند.

ازجمله گرایش‌های شیطان پرستی در قرون وسطی شیطان پرستی گوتیك بود كه نوعی از شر پرستی بود، میل برگشت به تاریكی در این فرقه بارز است آن‌ها به اعمالی از قبیل "خوردن نوزادان، تجاوزات جنسی، قربانی كردن دختران متهم بودند.
امروزه نیزدر موسیقی شیطان پرستی متال سبكی به نام گوتیك وجود دارد این‌ها نیزدر هنگام اجرای برنامه، اعمال غیر اخلاقی مختلفی را مرتكب می‌‌شوند.
نقاشی از شیطان از قرن دوازدهم موجود است كه در حال اقامه دعوا و دادخواهی در دادگاه عدالت است كه او بشریت و عیسی را متهم كرده است.

 

شیطان پرستی مدرن
شیطان‌گرایی مدرن در انگلستان و از نیمه دوم قرن شانزدهم آغاز شد. ركن اصلی این نوع شیطان پرستی تاكید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خود پرستی است از این دیدگاه خدایی جز خود انسان وجود ندارد. 
شیطان پرستی جدید اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارد زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد. بلكه شیطان را در طبیعت و وجود هر انسانی می‌‌داند و این باطن هر كسی است كه شیطان در آن وجود دارد. شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریكی طبیعت است.
آنان اعتقاد به استفاده از لذت جنسی در حد اعلای آن دارند، لذا از نظر آنان بعد از مرگ روح كسانی كه در دنیا لذت جسمانی لازم را نبرده است به دنیا برمی‌گردد و لذت جنسی خود را كامل می‌‌كند.

عمده‌ترین اعتقادات شیطان‌پرستان از این قرار است:
خدایی در این نوع شیطان پرستی نیست و جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد. 
مبنای این گرایش شیطانیسم، پرستش یك نیروی ماوراء الطبیعی اساطیری است كه در آن یك یا چند خدا تعریف شده است كه همه شیطانی هستند یا ‌وسیله شیطان شناخته می‌‌شوند. خدا یا خدایان می‌‌توانند از انواع مختلفی از معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشأت گرفته‌اند، انواع معمول شیطان پرستی خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهه‌های باستانی بین‌النهرینی و بعضا از الهه‌های رومی و یونانی اقتباس كرده اند

شیطان پرستان بومی

شیطان پرستی رایج و وارداتی غیر از شیطان پرستی بومی ساكن در مناطق كردنشین عراق و ایران است، این فرقه كه یزیدیه نیز نام دارد، پیشینه آن به پیش از ورود اسلام به ایران باز می‌‌گردد، و تحت تأثیر ادیان زرتشتی و مانوی قرار گرفته ‌است و عقاید مهرپرستانه و ثنویت زرتشتی بر آن تأثیر داشته‌اند. مورخین تأثیراتی از دین یهود و عقاید صوفیه (پس از اسلام) نیز در منابع برشمرده‌اند. 
موسس و در واقع مجدد آن پس از ورود دین اسلام، "عدی ابن مسافر اموی" است. یزیدی‌ها او را به عنوان مرشد خود می‌‌پذیرند و با راهنمایی‌های او تا حد زیادی از عقاید گذشتگان خود پیش از اسلام بیگانه می‌‌شوند. مقبرهٔ او در نزدیكی اربیل عراق واقع است.
آن‌ها معتقدند خدا نخستین موجودی را كه خلق كرد، شیطان یا همان ملك طاووس بوده است. ذات ملك طاووس با ذات خدا یكی است و پس از ملك طاووس به شش ملك دیگر قائلند كه رابط بین خدا و خلق هستند.و آنكه راه نیك و بد را به انسان نشان می‌دهد همانا ملك طاووس است.ملك طاووس اهریمن نیست، و از اركان آفرینش به شمار می‌‌رود.
یزیدی‌ها شیطان را به عنوان معارض و خصم خدای متعال نمی‌پرستند، بلكه شیطان را ملكی می‌‌دانند كه هرچند سبب طغیان و سپس مغضوب درگاه الهی شد، شورشی كه بر حق و از روی حكمت خداوند می‌‌دانند ولی او به جهنم افتاد، ۷۰۰۰ سال در آنجا بگریست چندانكه هفت كوزه از اشك دیدگانش پر شد و مشمول لطف و بخشش پروردگار گردید.
آن‌ها‌ به‌ تناسخ‌ ارواح‌ عقیده‌ دارند، به عقیده آنها ارواح دو قسمند: 
اول ـ شریره كه در حیوانات بد جنس حلول می‌‌كنند و همیشه در عذابند.
دوم ـ ارواح پاك كه در فضا پرواز می‌‌نمایند تا برای مردم زنده اسرار كائنات و مغیبات را كشف نمایند و این ارواح با عالم غیب در تماس دائم هستند.
آنان معتقدند كه روزه ســه روز است و مسلمانــان اشتباهــا سـی روز را روزه می‌‌گیرند. برای آنها خوردن گوشت خروس حرام است زیرا "ملك طاووس" به شكل خروس است. آنان همچنین كاهو نمی‌خورند وآن را بدترین خوردنی می‌‌دانند، چون شیخ عدی آن را حرام كرده است. همچنین تراشیدن سبیل را حرام می‌دانند. یزیدی حق ندارد آب دهان خود را بر زمین بریزد، زیرا این عمل اهانت به طاووس ملك است. نام شیطان یعنی ملك طاووس جایز نیست برده شود، یا اسمی شبیه به آن مانند كلمة شیطان، قیطان، شر و شط و شبیه اینها و نیز لفظ ملعون یا لعنت را هم نباید بر زبان بیاورند.

مقایسـه شیطـان در ادیـان توحیدی
یهـود: شیطان در عهد عتیق در نقش یك مار به عنوان زیرك ترین حیوان به سراغ آدم و حوا می‌‌آید و پس ازآن كه خداوند آن‌ها را از خوردن درخت معرفت خوب و بد منع می‌‌كند تا مبادا بمیرند، به آن‌ها مژده می‌‌دهد كه اگر از درخت نیك و بد بخورید چشمان شما باز خواهد شد و عارف نیك و بد خواهید شد و پس از آنكه حرف شیطان را پذیرفته و از آن درخت خوردند چشمانشان به معرفت باز شد، در این جا خداوند گفت همانا انسان مثل یكی از ما شده است.12
و لذا برخی در صدد توجیه بر آمدند و گفتند این عمل والدین اولیه ما اشتباهی معمولی یا خطایی از سر بی فكری نبوده است بلكه عصیان عمدی بر ضد خالق بود، به عبارت دیگر آن‌ها می‌‌خواستند خدا شوند، آن‌ها مایل نبودند مطیع اراده خدا گردند، می‌‌خواستند امیال خود را انجام دهند و خدا هم با اخراج آن‌ها از بهشت آن‌ها را مجازات نمود.13
مسیحیـت: در عهد جدید شیطان وسوسه گر حضرت مسیح است كه در نهایت او فریب وسوسه‌های شیطان را نخورد همچنین تاكید شده باید بیدار و هوشیار بود و از طریق ایمان جلوی تیر‌های او را گرفت و در مقابل او مقاو مت نمود.14
با توجه به اینكه مسیحیان هر دو عهد را قبول دارند، 15به نظر می‌‌آید تأثیرپذیری آنان از آموزه‌های عهد قدیم درباره شیطان در زندگی سیاسی و اجتماعی به ویژه پس از رنسانس بیش از عهد جدید بوده است. زیرا طبق برداشت تورات شیطان وسوسه گر همان عقل است و شجره ممنوعه همان درخت آگاهی است كه انسان با تمرد از دستورات خدا به آگاهی و معرفت می‌‌رسد و به همین دلیل از بهشت خدا رانده می‌‌شود.16 17
اسـلام: شیطان از ماده شطن به معنای دور شده از رحمت و لطف خداست، 18 كه در آیات متعددی (70 بار به صورت مفرد و 18بار به صورت جمع) به آن اشاره شده است

شیطان دشمن سرسخت انسان كه از خلقت حضرت آدم تا به امروز پی در پی با او به مخالفت پرداخته، اهمیت شناخت و نحوه مواجهه با او از موضوعات مهم قرآنی است. در قرآن درباره شیطان آمده است: شیطان موجودی از گروه جنیان است ( كهف 50)، چون جنیان از جنس آتش بی دود هستند بنابراین شیطان نیز از آتش است ( حجر27، الرحمن15)، او در مقابل رب دست به طغیان زد( مریم 44)، و به او كفر ورزید ( اسراء27)، علت كفر و عصیان او در مقابل خدا به دلیل تمرد از سجده به پای انسان بود (بقره 34)، چون انسان به اسماء الهی آگاهی یافته بود و شیطان از این علم بی بهره بود (بقره21)، او جنس خود را كه از آتش بود برتر از خاك كه جنس آدم است می داند و بر این اساس كینه و دشمنی انسان را سخت به دل گرفته است ( اعراف22، یوسف 5، اسراء53 ، فاطر6 ، زخرف 62)، و با سركشی كه به درگاه رب نموده است (نساء117)او را وادار به دخالت در كار خدا بدون داشتن علم و آگاهی كند( حج 3)، دشمنی خود را با آدمیان به رخ آنها بكشد ( زخرف 62)، آنها را وادار به طغیان و غوا كند (اعراف 175)، و حتی با داشتن علم الهی نیز ممكن است این طغیان و غوا صورت پذیرد او سعی می كند به وسیله انسان خلقت خدا را دگرگون كند( نساء 119) و سعی می كند كه حزبش را بر جهان مسلط كند ولی خداوند حزب او را دچار خسران می كند ( مجادله 19)، و نهایتاً سعی می كند كه با مسخ كردن انسان و تصرف او، عذاب خدا را برا او جاری سازد (ص41)، و او را به سوی عذاب سعیر سوق دهد ( لقمان 21)، در دلش دائماً حزن و اندوه جاری سازد ( مجادله 10)، آنها را از آخرت بی اعتقاد گرداند و در قیامت آنها را در كنار خود محشور ببیند ( مریم 66 الی 68).
شیطان در تمام داستان‌های كهن و در تمامی ادیان وجود دارد، شیطان آمده است تا انسان خلیفه‌الله نباشد. شیطان بسان تاریكی مطلق در مقابل روشنایی و نور رحمت الهی است. هر چند در ابتدا بشر سعی داشت تا از شیطان دوری كند و از شر او در امان باشد اما بشر امروزی در پی فنا شدن در نیروی شیطان است.

 

 

دسته‌بندی‌های شیطان پرستی:

برای این آیین دروغین ، دسته‌بندی‌هایی وجود دارد، كه اغلب به دو دسته شیطان پرستان فلسفی و دینی تقسیم می‌شوند.
شیطان پرستی فلسفی، مبادی زندگی وحدانی و عدالت الهی را در كائنات زیر سوال می‌برد، خداوند را به عنوان قدرت وجود كائنات می‌پذیرد،اما علم و حیات و قدرت مطلق خداوند و آخرت را نمی‌پذیرد. به طور استعاری می‌توان گفت كه دستان خداوند را فرو می‌بندد. این نوع از شیطان‌پرستی سعی می‌كند كه حضور خداوند را در زندگی انسان كم كند.
در شیطان پرستی دینی، خدا به محاق می‌رود و شیطان در جایگاه خدا می‌نشیند. نمادهای تخیلی-وهمی همراه با بت پرستی جدید كه در قالب‌های پوشاك، رفتار، ادبیات و نوع خاصی از آرایش است. مطلقا نمی‌توان اذعان كرد كه شیطان پرستان به معنای فلسفی شیطان پرستی رسیده‌اند، اما نمی‌توان انكار كرد كه این افرادممكن است به شیطان پرستی دینی هم برسند. برخی افراد هم بواسطه متفاوت بودن شیطان پرستی را می‌پذیرند.
به هر حال نقطه آغاز گرایش به شیطان متفاوت است. خطر و پلیدی شیطان پرستی دینی به مراتب شدیدتر و جدی‌تر از شیطان‌پرستی فلسفی است. شیطان پرستی دینی، بر زندگی و روان فرد تاثیراتی را می‌گذارد كه باعث اغتشاشاتی در اجتماع و از بین رفتن نهاد خانواده، نابودی امنیت فردی و در نهایت به مسائلی چون خودكشی و استفاده از مواد مخدر و داروهای روان‌گردان ختم می‌شود.
 ادیان مختلف آیین‌ها، مناسك، مراسم خود را دارند، آیین‌ و مناسك شیطان پرستی چیست؟ و پیروان شیطان در مناسك خود چه اعمالی را انجام می‌دهند؟
برای آشنایی بهتر لازم است نگاهی به كلیسای شیطان بیندازیم. كلیسای شیطان در سال 1966 در شیكاگو توسط «آنتوان لوی» بنیان گذاشته شد. لوی در 30 آوریل همین سال خود را «اسقف اعظم كلیسای شیطان» می‌نامد و لقب پاپ سیاه را برای خود برمی‌گزیند. در كلیسا قرار می‌گیرد اما اعمال غیر متعارفی را انجام می‌دهد. اعمالی چون استفاده و نوشیدن خون، غسل تعمید با خون و استفاده از اجساد مردار حیوانات جزیی از شعائر آنها به شمار می‌رود. به بیان دقیق‌تر؛ زنای با محارم، تجاوز و سوء استفاده جنسی كودكان در انظار عمومی، عریان شدن در میان جمع همراه با رقص آتش، همراهی با موسیقی دهشتناك و مدرن و استفاده از نمادهایی كه گاهی صهیونیستی است، بخش دیگری از شعائر شیطان پرستان است. استفاده از مشروبات الكلی، مواد مخدر و موادی كه در زندگی مورد توجه نیستند و اكثرا ناپاك به شمار می‌روند در شیطان‌پرستی مباح است. در واقع در این آیین ناپاكی جایگزین پاكی می‌شود. در این آیین هیچ‌گونه، حریم و یا خط قرمزی وجود ندارد. مسئولیت‌پذیری انسان نادیده گرفته می‌شود، همه چیز در زمان حال وجود دارد. مردان زن پرست، دختران تن پرست، چشمان هرزه بین، گام‌های هرزه پو. لباس، آرایش و مد ، یكی از ابزارهای شیطان پرستی است، متأسفانه این روزها در خیابان‌های شهرمان شاهد جوانانی هستیم كه ظاهر و پوشش‌شان بیانگر شیطان پرستی است، مدگرایی، سطحی‌ترین زاویه برخورد ما با شیطان پرستی است. اولین فصل متمایز شیطان پرستی نوع لباس، پوشاك و ادبیات است. استفاده از نمادهایی كه در آن عدد شش به كار رفته ، صلیب شكسته معكوس، مثلثی كه در درون آن عكس یك بز وحشی در داخل یك دایره قرار گرفته، ستاره پنج پر كه نماد اصلی صهیونیستی‌هاست ، استفاده فراوان و شدید از رنگ قرمز و سیاه در آرایش‌ها، آرایش موی سر به شكلی كه هیچ گونه نظمی در آن نباشد به رنگ‌های سیاه، قرمز و نارنجی، كوتاه‌كردن موهای سر به شكل‌های عجیب و به نحوی خاص، نزدیك شدن به نمادهای فاشیستی و هیتلری در فضای جدید امروزی، پوشیدن لباس‌های كاملا غیرمتعارفی كه هم بدن را نشان می‌دهد و هم نشان نمی‌دهد. اینها بخشی از اقدامات شیطان پرستان د این تفاسیر جوانان باید آگاهانه لباس بپوشند، اما این آگاهی به طور صحیح و اصولی به جوانان ارائه نشده است.
شیطان پرستی به معنای دینی و حتی فلسفی آن در كشورمان، طرفداران بسیار اندك و ناچیزی دارد. اما به لحاظ نمادها، در سطح شهرها، نمادها و پوشش‌های شیطانی مشاهده می‌شود.


  اصول اعتقادات شیطان‌پرستی نوین:  شیطان‌پرستان دارای اعتقاداتی هستند كه در كتاب انجیل شیطانی آمده است. فصل اول انجیل شیطانی حاوی اصول نه گانه شیطان‌پرستی است:  1. شیطان به جای ریاضت نماینده افراط است.یعنی شیطان دست و دلبازی كردن را بجای خساست واجب كرده است.  2. شیطان به جای اینكه نماینده توهم‌های معنوی باشد نماینده زندگی مادی است  3. شیطان نشان دهنده عقل پاك به جای خودفریبی متظاهرانه است.  4. شیطان نشانه عشق به افرادی است كه لیاقتش را دارند نه هدر دادن آن برای افراد نمك نشناس. (درست برعكس مسیحیت و سایر ادیان كه عشق به انسان‌ها را به انسان‌ آموزش می‌دهد.)  5شیطان به ما انتقام جویی را به جای برگرداندن طرف دیگر صورت نشان می‌دهد. (درست برخلاف كلام حضرت عیسی(ع) كه پاسخ سیلی را برگرداندن طرف دیگر صورت می‌داند. در اسلام نیز هر چند در برابر ظلم سكوت نمی‌كند اما پاسخ یك سیلی را فقط یك سیلی می‌داند و بس!)  6. شیطان به ما مسئولیت در برابر مسئول را به جای مسئولیت در برابر موجودات ترسناك خیالی می‌آموزد. (یك شیطان‌پرست خود را فقط در برابر كسی مسئول می‌داند كه در برابرش مسئولیت دارد نه سایر افرادی كه ممكن است درگیر عملی شوند كه او انجام می‌دهد اما افراد مومن به ادیان تنها به خاطر ترس از معاد تن به انسانیت داده‌اند.)  7. شیطان می‌گوید كه انسان حیوان دیگری است، گاه برتر و اكثر مواقع به دلیل "روح خدایی و پیشرفت ذهنی‌اش كه از او بدطینت‌ترین حیوان را ساخته است" پست تر است. (دقت كنید كه روح خدایی كه به اعتقاد ادیان منشاء و دلیل بزرگی و خوبی انسان‌هاست در این نظریه دلیل بدطینت‌ترین بودن اوست.)  8. شیطان آنچه را كه گناه می‌نامند، عواملی برای ارضای نیازهای فیزیكی، حسی و روانی می‌داند. (یعنی گناهان را برای ارضاء نیازهای انسانی لازم می‌داند.)  9. شیطان بهترین دوست كلیساست زیرا در تمام این سال‌ها وجود شیطان باعث ماندگاری كلیسا شده است.  عرصه های اصلی فعالیت شیطا ن پرستان:  سینما : سینما یكی از تأثیر گذارترین هنرهاست. هنگامی‌ كه فیلم شیطان در تاریخ 6/6/1976 پخش شد كسی فكر نمی‌كرد كه چقدر مؤثر واقع شود به طوری كه هنگام پخش نسخة دوم این فیلم در این تاریخ بسیاری از مردم از خانه بیرون نیامدند تا عاق شیطان آنها  را نگیرد و عده‌ای هم كارهای مهم خود را نظیر عروسی و غیره به این روز انداخته بودند تا از نیروی شیطان بهره‌مند شوند!  جنبش شیطان‌گرایی در راستای جا انداختن این دروغ بزرگ كه در دوران غلبة نیروی شیطان به سر می‌بریم، دست به فعالیت‌های تبلیغی گسترده‌ای زده است. از جمله تولید فیلم‌هایی نظیر كودك رزماری، دروازه نهم و گابریل. رومن پولانسكی در فیلم كودك رزماری (1968) تولد شیطان را اعلام كرد، تولدی كه همه از آن خوشحال اند و او را فرزند قدرتمندترین قدرتمندان می‌دانند. سپس در فیلم دروازه نهم (1999) شیطان را به صورت نیرویی كه غلبه یافته معرفی می‌كند. نیرویی كه خیلی از مردم و حتی افراد شاخص نظیر اساتید دانشگاه و ثروتمندان در جستجوی راهی برای سپردن روح و جسم خود به او و متقابلاً برخورداری از قدرت او هستند.  سرانجام در فیلم گابریل تولید سال 2008، می‌بینیم كه زمین را ظلمت و پلیدی فرا گرفته و خداوند فرشتگان را برای نجات زمین می‌فرستد؛ اما آنها نیز آلوده می‌شوند و در پایان گابریل كه همان جبرئیل است با دلخوری از خداوند، دست از زمین می‌كشد و به آسمان صعود می‌كند، تا نگذارد كه خدا فرشتگان دیگر را به زمین بفرستد. این فیلم‌ها كه با تكنیك‌های بالا و جذابیت‌های زیاد داستانی تولید می‌شود، در نهایت باور یا دست كم این احتمال را تقویت می‌كند كه نیرویی به نام نیروی شیطان وجود دارد و پیوستن به او بسیار مفید و مؤثر است  موسیقی : توصیه ای كه شیطان پرست ها ناگزیر به انجام آنند. شنیدن آهنگ های تند همراه با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح و سایر مقدسات اعلام كنند. خود را بی خانمانی بیابانگرد بپندارند كه از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسیار خشنی، كه در صدایشان می توان غرش حیوانات وحشی را شنید، سمبل قدرت شیطان پرستی می دانند. كه كمبود و نیاز خود را با خشونت زیاد رفع می كنند. اهانت به ادیان به عنوان آزادی بیان در تصنیف های خوانندگان شیطان پرست ترویج و تبلیغ می شود. اكنون موسیقی بی ریشه جاز كه از موسیقی Yidishیهودیان گرفته شده در همه زوایای ذهن جوان آمریكایی و... رخنه كرده، به طوری كه مایكل جكسون یهودی را از تمام مقدسین كلیسا بر تر می دانند. روزی گروه بیتل ها از سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نیز معروف تر است و امروز گروه های موسیقی شیطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند. در موسیقی‌های شیطان پرستی، گریم‌های وحشت‌ناک خواننده، اشعار تند و پرنفرت، صدای بلند و حجم بالای صدا، سرعت ریف‌ها و ملودی، استفاده از تکنیک‌های پالم میوت، افکت‌های دیستروشن و صحنه پردازی هول انگیز و نعره‌های دلخراش، هر بیننده و شنونده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد و قلب او را می‌لرزاند. این هیجان برای عده‌ای از جوانان دل‌پذیر است. به ویژه اگر تصور کنیم که جوان امروز سالهای پرشور زندگی خود را بدون توجه به نیازهای طبیعی در مدلی تحمیلی و تکراری و می‌گذراند، جوانی که ناگزیر است تا اواسط دهة سوم زندگی درس‌های بی‌ارزشی را بخواند که در آینده به هیچ دردی نخواهد خورد و در اوج استعداد و غرور و توانایی به عنوان یک شهروند کامل شناخته نمی‌شود، نه شغل، نه ازدواج و نه هیچ یک از خواسته‌های او به موقع تعریف نشده است. در این شرایط اگر به معنویت ناب و معرفت خداوند هم دستی نداشته باشد، فضای موسیقی شیطان‌گرا و هراس و هیجان آن تنوع جالبی به زندگی او می‌دهد. و پاسخی موقت و دروغی خوشایند خواهد بود.  در سال 1981 نوازنده درام به نام لارس الریچ با انتشار آگهی فراخوان تشكیل گروه هوی متال را اعلام كرد و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی شد.چند سال بعد این گروه پیشنهادهای بلك متال را عرضه كرد.  ایده متال بازگشت به تاریكی (یعنی محور اصلی تفكرات شیطان پرستی)، بی رحمی، تجاوزات جنسی، فحاشی، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن است.  خوانندگان این گروه روی صحنه ودر كلیپ‌های خیابانی دست به خوردن و آشامیدن كثافاتی مانند میوه‌های فاسد، خون، مردار و... می‌‌زنند و از كثیف‌ترین گروه‌های هنری موسیقی جهان به شمار می‌‌روند.  مرلین منسون از چهره‌های مشهور و مبتذل موسیقی متال آمیخته با راك است كه با ارائه كارهایی با ویژگی‌های فوق و با حمایت رسانه‌های آمریكایی توانست هم طرفداران زیادی از میان شیطان پرستان به دست آورد و هم ثروت كلانی را به جیب بزند. امروزه چهره آرایی‌های مرلین منسون تركیبی از نماد‌های شیطان پرستی را نشان می‌‌دهد و هوادارانش او را با اسم مختصر mm می‌‌خوانند. متالیكا مدافع همجنس بازی است وآلبومی را در سالرورز مر گكوئین" همجنس باز معروف آمریكایی منتشر كرد.  صنعت سكس و تخدیر: صنعت سكس و بازرگانی تن كه در ردیف سود آورترین تجارت های جهان است به همراه صنایع مشروب سازی، قاچاق مواد مخدر، قمار و صنعت سینما در انحصار یهود است. شبكه وسیعی از كلوبهای شبانه و فاحشه خانه ها توسط ویلیام ساموئل رزنبرگ، مشهور به بیلی رز، كه از یهودیان مهاجر به آمریكا است، تاسیس شد. غول صنایع مشروب سازی، یهودی مهاجر، ساموئل برنفمن است. كه امروزه دفتر مركزی كمپانی مشروبات الكلی برونفمن ها، به نام سیگرام در نیویورك است و در 120 كشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بیش از یك میلیارد دلار است. سلطان دنیای پنهان شخصی است یهودی، به نام روچیلد، كه بزرگترین امپراطوری قمار را در ایالات متحده ایجاد كرد او در قاچاق مشروبات الكلی و مواد مخدر، سرمایه گزاری عظیمی نمود.  نماد های شیطان پرستی در جوامع امروزی:  یکی دیگر از علل گرایش به جنبش‌های شیطانی استفادة وسیع آنها از نمادهاست. انتقال و نشر اندیشه‌ها از طریق گفتن یا نوشتن دشوار است و تعداد محدودی از مردم با آن ارتباط برقرار می‌کنند. اما نمادها به راحتی جایگاه خود را در فرهنگ عمومی پیدا می‌کنند و به خاطر اینکه ظرفیت کار هنری دارند، به صورت جذابی در جامعه، به خصوص بین جوانان و زنان گسترش می‌یابند. نمادها همواره حامل معنا و پیام هستند و نوعی نگرش یا فکر را تداعی می‌کنند و رفتار خاصی را یادآور می‌شوند. مثلاً مردم با دیدن گلدسته یاد مسجد و نماز می‌افتند. با دیدن چراغ قرمز احساس خطر می‌کنند و می‌ایستند.   جنبش شیطان‌گرایی با استفاده وسیع از نمادها و به کارگیری ظرفیت‌های هنری نظیر گرافیک، سینما و از همه بیشتر موسیقی به عرصه آمده است. نمادها و سمبول‌های شیطانی روی لباس‌ها، گردنبندها و دستبندها، انگشترها و ساعت‌ها، از کفش تا کلاه همه جا دیده می‌شود. این نمادها با طراحی‌های متنوع و زیبا افراد را جذب می‌کنند، پس از اینکه استفاده از آنها تکرار شد و به عنوان بخشی از رفتار و سلیقة شخص در آمده و به نوعی هویت و خودپندارة فرد را تشکیل می‌دهد، در این شرایط با افراد دیگری که نمودهای رفتاری و ذوقی همانندی را دارند، احساس همزاد پنداری کرده و خود را از آنها و آنها را از خود می‌پندارد و در رفتار و گفتار و افکار به طور ناخودآگاه شبیه به آنها می‌شود. به قول ارنست کاسیرر انسان حیوان نمادساز است و به خاطر قدرت تفکر و معناجویی یا معنا بخشی، کنش‌های متقابل انسان‌ها به صورت نمادین شکل می‌گیرد. و از این راه معانی را به هم منتقل می‌کنند. مثلاً دو نفر که به هم می‌رسند برای هم دست تکان می‌دهند و این حرکت نماد توجه، محبت و احترام است  برخی از مهم ترین این نمادها عبارتند:  نمادهای شیطان پرستی در گسترة بسیار وسیعی ازپیراهن، شلوار، كفش، ادكلن، انگشتر، دستبند، زیورآلات، عروسك بچه‌ها تا رنگ و طرح داخل اتاق خواب و ده‌ها شیء دیگردیده پنتاگـــرام (ستاره پنج ضلعی وارونهاز جمله معروف ترین نمادهای شیطان‌گراها پنتاگـــرام است، نشانه ستاره صبح، نامی كه به شیطان تعلق دارد. این علامت در مراسم‌های مخفیانه و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی استفاده می‌‌‌شود. پنتاگرام شیطانی نمادی پیچیده است كه از تركیب ستاره پنج پَر با سر بز به وجود آمده است و این نوع استفاده درعین این كه جدیدترین مورد استفاده از پنتاگرام است به همان اندازه شناخته شده ترین و جدال آمیزترین نوع استفاده از پنتاگرام نیز به شمار می‌‌‌آید. پنتاگرام شیطانی همیشه وارونه است با یك رأس رو به پایین و دو رأس رو به بالا. این علامت نشانی از جادوی سیاه است كه حاكی از پیروزی ماده و آرزوهای فردی بر عقاید و تعصبات دینی و مذهبی است. پنتاگرام نماد ونوس الاهة زیبایی و عشق شهوانی مادینه است. كه به سمبل اصالت انسان و اومانیسم تبدیل شد. تركیب سر بافومت با ستاره پنج‌پر، نماد روشن و گویایی برای تعالیم مكتب شیطان‌پرستی است كه شیطان را سمبل انسان محوری و اصالت می‌‌‌دانند. نماد باستانی پنتاگرام در شیطان پرستی مدرن نمادی از هوس‌ها و لذت‌طلبی بشری و آزادی در برابر مسائل جنسی به حساب می‌‌‌اید.  هگزاگرام (ستاره شش پر) هگزاگرام به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می‌‌‌شود و نمونه آن ستاره داوود می‌‌‌باشد. كه با اعتقادات یهودیان پیوند دارد.این نماد تشكیل شده است از سر بز، بالا تنه انسان، پای جن و با دم كوتاه. این دو مثلث وقتی به صورت معناداری روی هم قرار می‌‌‌‌گیرد، معنای عشق ـ البته از نوع جنسی آن ـ را بیان می‌‌‌كند و این همان ستارة داوود است كه امروزه در وسط پرچم اسرائیل دیده می‌‌‌شود.عدد 666 و FFF ششمین حرف انگلیسی كه متناظر عدد666 است. از نمادهای شیطان‌پرستی است. 666 علامت انسان، نشانه جانور (هیولا) این عدد به گفتة مكاشفة یوحنا كه یك یهودی تازه مسیحی بود، عدد شیطان معرفی شده است. در مكاشفات نوشته شده: "جانور عجیب دیگری دیدم كه از زمین بیرون آمد. این جانور دو شاخ داشت مانند شاخ‌های بره و صدای وحشتناكش مثل صدای اژدها بود... بزرگ و كوچك، فقیر و غنی، برده و آزاد را وادار كرد تا علامت مخصوص را روی دست راست یا پیشانی خود بگذارند. و هیچ كس نمی‌توانست شغلی به دست آورد یا چیزی بخرد مگر اینكه علامت مخصوص این جانور یعنی اسم یا عدد او را بر خود داشته باشد. این خود معمایی است و هركس با هوش باشد می‌‌تواند عدد جانور را محاسبه كند. این عدد اسم یك انسان است كه مقدار عددی آن به 666 می‌‌‌رسد. (انجیل. مكاشفات یوحنا/11-18: 13)  بافومت(Baphomet) یكی دیگر از این نمادها كه در عرفان كابالا(عرفان یهودینیز جایگاهی دارد، بز یا قوچی به نام بافومت است كه هم با جانور شاخ ‌دار یوحنا همانندی دارد و هم در اسطوره‌های مصری خدای هوش و دانایی معرفی شده و آفرینش انسان به وسیلة چرخ سفالگری را به او نسبت می‌‌‌دهند. و دو ماه سیاه و سفید در طرفین او نشانة تركیب روشنایی و تاریكی است. سر بافومت معمولاً در میان ستارة پنج پر (پنتاگرام) طراحی می‌‌شود. استفاده از بز به خرافات قرون وسطی برمی گردد. آنان همواره در توصیف ساحره‌ها، آنان را همراه با بزها می‌‌دانستند. آنان اغلب بز را نماینده شیطان می‌‌دانستند. بز در این مفهوم اغلب به عنوان نمادی از سركوبی جنسی در نظر گرفته می‌‌شود.  سر بز (Goat Head) بز شاخدار، بز مندس (همان ba'al بعل خدای باروی مصر باستان) این یكی از راههای شیطان پرستان برای مسخره كردن مسیح است؛ زیرا مسیحیان معتقدند مسیح همچون یك بره‌ای برای نجات ایشان قربانی شده است.به خصوص كه آن‌ها بز را نماد شیطان و در برابر بره می‌‌دانند شیطان پرستان این آرم را انتخاب كرده اند.  صلیب وارونه (pown cross upside) صلیب برعكس نشانی از طغیان، سركشی در برابر فرهنگ مسیحی است. صلیب وارونه نشانه استهزا و رد كردن مسیح می‌‌باشد. گردنبندهای آن توسط شیطان پرستان زیادی به كار می‌‌رود. این علامت را می‌‌توان همراه خواننده‌های راك و روی آلبوم‌های آنها دید. صلیب شكسته یا چرخ خورشیدswastika or Sun Wheeic كه علامت مذهبی باستانی است. این علامت در كتیبه‌های بودایی و مقبره‌های سلتی و یونانی استفاده شده است. در آیین پرستش خورشید، این علامت به نظر می‌‌رسد نشانه مسیر حركت خورشید در آسمان باشد.  چشم شیطان (All Seeing Eye) چشم شیطان یا چشمی كه به همه جا می‌‌نگرد، آنها معتقدند كه این چشم شیطان است و كسی كه قدرت كنترل آن را دارد بر تمام دارایی‌ها حكومت می‌‌كند. این علامت در پیشگویی‌ها به كار می‌رود. جادوها، نفرین‌ها، كنترل‌های روحی و تمامی انحرافات تحت این علامت كار می‌‌كنند. این علامت روشنفكران است. بر روی پول رایج ایالات متحده آمریكا این علامت اساس نظم نوین جهانی است.  هرج و مرج (Anarchy) این علامت به معنای از بین بردن تمام قوانین می‌‌باشد. به عبارت دیگر " هرچه تخریب كننده است تو انجام بده " یعنی همان قانون شیطان پرستی، این علامت توسط پانك‌ها، هوی متالها و راك‌ها به كار می‌‌رود.  ضد عدالت (Anti Justice) تبر رو به بالا علامت عدالت روم باستان بوده است، شیطان پرستان علامت واژگون شده آن را نشانه ضدعدالت یا شورش و طغیان می‌‌دانندفمنیست‌ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر سالاری باستانی استفاده می‌‌نمایند.  ابلیسك (obelisk) مشهودترین نماد شیطان‌گرایی ستون چهار ضلعی بلندی است به نام ابلیسك، كه سمبلی از "رع" خدای خورشید در مصر بوده است.بزرگ‌ترین ابلیسك دنیا در واشنگتن ساخته شده كه ارتفاع آن به 555 متر می‌‌رسد این ابلیسك در نزدیكی كنگره و خانه اصلی فراماسونری است و رئیس جمهور‌های آمریكا سوگند خود را در پای آن یاد می‌‌كنند.  مشخصات ظاهری یك شیطان پرست:  طرفداران شیطان‌پرستی از نظر ظاهری با گردنبندهای اسكلتی، موهای بلند یا سر طاس و انگشترهای تیغ دار دیده می‌‌شوند.اكثراً ابروهایشان را می‌‌تراشند یا به سمت بالا طراحی می‌‌كنند، رنگ آرایششان اغلب مشكی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشكالی مانند جمجمه و نمادهای مخصوص شیطان پرستی‌ها خال كوبی می‌‌كنند، لباس‌هایشان معمولا گشاد و به رنگ مشكی و قرمز می‌‌باشد، چكمه‌های چرمی ساق بلند كه اغلب با فلز تزئین شده است، می‌‌پوشند  مهمترین راههای ترویج این پدیده: الف) فعالیت‌های اینترنتی از جمله وبلاگ‌ها، تالار‌های گفت و گو و دریافت خبر نامه‌های مربوط به اخبار شیطان پرستی در دنیا ب) ترویج نمادها (به صورت آگاهانه و نا آگاهانهدر مغازه‌ها به ویژه فروشگاه‌های پوشاك جوانان و بانوان ج) ترویج موسیقی متال در قالب گروه‌های مختلف موسیقی د) پارتی‌های شبانه و میهمانی‌های خاص دوستانه جهت آشنایی آن‌ها با اندیشه‌ها و ظواهر شیطان گرایی ه‍) تلاش برای كم رنگ نمودن شعائر و جلوه‌های اعتقادی و افول معنویت